تبلیغات
طواف تربت عشق - ادامه مطلب قبلی...
 
طواف تربت عشق

ما اهل «تسبیح» و «سجودیم» و سجده گاهمان «تربت» است. تربت کربلا،

خاکی آمیخته با «خون خدا» است. شگفت نیست که خون به خاک، اعتبار بخشد و شهادت در زمین و در و دیوار، آبرو و قداست بیافریند.

ما فرزند عاشورا و کربلا و مکه و نجف و کرخه و اروند و طوس و ری و قم و جماران و بهشت زهراییم. ما داغ بقیع بر سینه داریم. ما وارث هدایت و سیادت انبیاییم. ما ذاکران جهادها و شهادتهای اولیای دینیم. خط توحیدی ابراهیم را پشت سرنهاده ایم و سنّت محمدی وسیره علوی و شور حسینی و فقه جعفری را. و در انتظار دولت جهانیِ «مهدوی» چشم به آفاق نورانی تاریخ دوخته ایم.

ما اهل «تسبیح» و «سجودیم» و سجده گاهمان «تربت» است. تربت کربلا،

خاکی آمیخته با «خون خدا» است. شگفت نیست که خون به خاک، اعتبار بخشد و شهادت در زمین و در و دیوار، آبرو و قداست بیافریند.

ما فرزند عاشورا و کربلا و مکه و نجف و کرخه و اروند و طوس و ری و قم و جماران و بهشت زهراییم. ما داغ بقیع بر سینه داریم. ما وارث هدایت و سیادت انبیاییم. ما ذاکران جهادها و شهادتهای اولیای دینیم. خط توحیدی ابراهیم را پشت سرنهاده ایم و سنّت محمدی وسیره علوی و شور حسینی و فقه جعفری را. و در انتظار دولت جهانیِ «مهدوی» چشم به آفاق نورانی تاریخ دوخته ایم.

ما نگاهی داریم، آشنا با برکه شهادت و خون کربلاییان.

ما الهام از محراب خونین کوفه و صحرای سرخ کربلا می گیریم و دلسوخته درد و داغ زندان تاریک امام کاظم ـ علیه السلام ـ و غربت طوس و مظلومیّت امامان مظلوم شیعه ایم، و همیشه به یاد پرستوهای مهاجر و عاشقان صادقی هستیم که پرچمی از «تعهد» بر دوش داشتند و تن پوشی از «تقوا» بر قامت، و در سنگر جهاد و محراب مبارزه، ذکر «شهادت» بر لب و در دل داشتند، با پیشانی بند «اخلاص» بر سر، با سلاحِ «صَلاح» و اصلاح در کف، که فاصله «حرف» تا «عمل» را با پای سر و با سرمایه «جان» رفتند. و چه امضایی معتبرتر از «خون» و چه سندی رسمی تر از «شهادت»؟

نسب نامه ما به «اهل بیت» می رسد، در ایمان و ایثار و صبوری و مظلومیت.

شجره نامه ما، شاخ و برگی از جهد و شهادت دارد و ریشه ای در فرات عشق و علقمه ایمان.

هر چند «مدینه»، هنوز هم مظلوم است و «بقیع»، مظلوم تر. اهل بیت همچنان غریبند و پیروانشان غریب تر.

ولی ... این غربت و مظلومیّت نیز، ارثی دیگر از آن خاندان نور و هدایت است و اسناد این غربت و مظلومیّت، سالهاست که به گواهی ایستاده است. اگر باور ندارید، از قبور امامان در بقیع بپرسید، و از مزارهای اولیای الهی در سرزمین عراق، و از این که «شیعه» در حاکمیّت، مظلوم تر از دورانِ محکومیّت بوده است!

* * *

گفتیم که ما اهل ذکر و یاد و فرزند تربت و فراتیم. صبحها وقتی سفره دعا گشوده می شود، دلِ روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق می شود. ابتدا چند مشت از «آب بیداری» به صورت جان می زنیم، تا «خواب غفلت» را بشکنیم. زیارتنامه را که می بینیم، چشممان آب می افتد و «السلام علیک» را که می شنویم، بوی خوش کربلا به مشاممان می رسد. توده های بغض، در گلویمان متراکم می گردد و هوای دلمان ابری می شود و آسمان دیدگانمان بارانی!

سر سفره ذکر مصیبت، قندان دهانمان را پر از حبّه قندهای «یا حسین» می کنیم و نمکدان چشممان، دانه دانه اشک بر صورتمان می پاشد. به دهان که می رسد، قند و نمک در کاممان می آمیزد و این محلول شور و شیرین، درمان عشق ماست و نمک گیر سفره حسین ـ علیه السلام ـ می شویم.

آنگاه، جرعه جرعه، زیارت عاشورا می نوشیم و سر سفره توسّل، «ولایت» را لقمه لقمه در دهان کودکانمان می گذاریم.

غذای ما از عطای حسین است، الحمدللّه!

در این خشکسالیِ دل و قحطی عشق، نم نم بارانِ اشک، غنیمتی است که رواق آینه کاری شده چشمان ما را شست وشو می دهد و ما را از چشمه «حبّ اهل بیت» سیراب می سازد.

اگر در سوگشان شد دیده نمناک اگر از عشقشان دل گشت غمناک
گواه عشق ما این دیده و دل رساند اشک و غم ما را به منزل
هنوز اشک عزا پیوسته جاری است رواق چشممان آیینه کاری است

آرزو می کنیم که به چشمه کربلا و نهر علقمه، تشنه تر شویم.

دعا می کنیم که خداوند، معمار اشک را به آبادی دلهایمان بفرستد. امروز افتخار می کنیم که بر سر درِ دلهایمان پرچمی نصب شده که بر آن نوشته است: «السلام علیک یا اباعبداللّه»

و این پرچم، قرنهاست دست به دست گشته تا به ما رسیده است. در جبهه های نبرد،در ایّام انقلاب، و در همه صحنه ها، زیر این پرچم بودیم و سایه آن بر سر ما بود.

سایه اش بر سرمان گسترده تر و مستدام باد.

* * *

هنوز هم دلخوشی ما به نامهای معطر و یادهای جاودانه شهیدان است.

هشت سال، دفتر عاشوراییان گشوده بود و در بازار «سودای ایثار»، خداوند، مشتری جانها و مالها بود.

امت اسلام در ایران، هشت سال خون دل را پیش پای فتوای امام نثار کردند،

تا آبروی اسلام نریزد و در جبهه ها جمع شدند تا امام «تنها» نماند و «وفا»کردند تا «کوفی» نشوند.

شهیدان می دانستند که متاع جان را به کدام مشتری و در کدام بازار باید فروخت تا در این سودا سود برند. می دانستند که حیات ابدی از گرمای خورشید شهادت است. از این رو خود را در معرض تابش آن نهادند و حرارت عشق و شوق را لمس کردند و شکفتند و پر گشودند.

می دانستند که سرمستیِ میِ وصال، بسی لذت بخش تر است؛ سرخوشِ آن میِ ناب گشتند و جرعه نوش آن کوثر شدند و پر کشیدند.

می دانستند ماندن در «لاکِ نفس» پوسیدن و تباه شدن را در پی دارد. قفس را شکستند و در فضای رحمت الهی همچون جعفر طیّار، بال گشودند.

می دانستند دری که به بهشت گشوده نشود، معلوم است رو به کجاست. به هوای کوی جانان پر کشیدند و از «صفا»ی جان تا «مروه»ی مراد را با پای سر دویدند و چون نوای دل را از نینوای دوست شنیدند، به سوی او بی صبرانه بال گشودند و از درِ بهشت، تا باز بود وارد شدند، تا حسرتِ ماندن پشت درهای بسته را یک عمر بر دوش جان نکشند.

می دانستند که بازماندگان پس از عاشورا، چهارده قرن «یالیتنا کنا معکم ...» گفتند، تا این آرزو برآورده شد و عاشورایی دیگر در کربلای ایران پدید آمد و پا در رکاب نهاده، به یاری حسین زمان پرداختند.

امت اسلام در ایران، هشت سال خون دل را پیش پای فتوای امام نثار کردند، تا آبروی اسلام نریزد و در جبهه ها جمع شدند تا امام «تنها» نماند و «وفا» کردند تا «کوفی» نشوند.

هشت سال در «مدینه ایمان» هجوم احزاب ائتلافی کفر و نفاق را دفع کردند و در تنگه اُحُد کردستان، با وحشی گریهای ابوسفیانهای عصر درگیر شدند و در میدانهای بدرِ خوزستان، از امدادهای الهی برخوردار بودند و شجاعانه با لشکریان کفر بعثی نبرد کردند.

خون دادند و جان باختند و شهید و اسیر و جانباز تقدیم کردند و به سوگ لاله ها نشستند، امّا زبان حالشان این بود:

گرچه از داغ لاله می سوزیم ما همان سربلند دیروزیم
چون به تکلیف خود عمل کردیم روز فتح و شکست، پیروزیم

و مگر جز این بود که تابع تکلیف بودیم و پیرو فتوا؟

و اگر جز این بودیم و جز این باشیم، پیرو نفسیم، نه مطیع ولایت!

جنگ و صلح ما، سکوت و فریاد ما، هجوم و عقب نشینی ما، زبان گشودن و دهان بستن ما، سلاح کشی و صلاح اندیشی ما، همه و همه به «فرمان» بوده و هست، تا نزد خدا، «حجّت» داشته باشیم.

برای ما که عاشورایی زیسته ایم، تربت سیدالشهدا و خاک کربلا سکّوی عروج است و خلاصه همه مایه ها و سرمایه های امید و الهام که در «اسلام»، «تشیع»، «انقلاب»، «جهاد»،«شهادت» و «ولایت» داریم.

جز سر نهادن بر تربتی که خلاصه همه خوبیها و معجونی از تمامی عناصر نیروآفرین و ایمان ساز است، چه چیزی می تواند شاهد پایبندی و دلبستگی و عشق ما به این آرمان و ایمان باشد؟

شهدا، با تکبیر ایمان، در «محراب جبهه» به «نماز عشق» ایستادند و «قنوت قرب»شان به«سلام شهادت» متّصل شد و اسماعیل گونه در قربانگاه حقّ و صدق، فدای قرآن شدند و به عاشوراییان پیوستند.

و ... حسین بن علی، گرچه در «نینوا» نای حقیقت گویش بریده شد، امّا نوای «حق حق» او در تاریخ، جاودانه ماند و کربلایش، انقلاب آموز و انسان ساز نسلها و قرنها و سرزمینها شد.

و ما که کربلایی هستیم ...

دریغ که از دستمایه های الهام و سرمایه های معنوی و ذخیره های امداد روحی، بهره کافی نبریم.

مُهر ما، نشانه عبودت و بندگی و خاکساری ماست. و سجود بر تربت حسین بن علی ـ علیه السلام ـ ، حجابها را کنار می زند و سیمای ملکوت را بی پرده عیان می سازد.

با این «پر پرواز» می توان پر کشید و رفت، تا «سدرة المنتها»ی حضور، تا بارگاه نور ... و تا عرش شهادت!

و این گونه است که سجده بر تربت سالار شهیدان، حجابهای هفتگانه را در می نوردد و نجوای ساجد را به عرش خدا می رساند.

همه عاشورایی بمانیم.

و همواره عطر ایثار و شهادت را از «تربت» استشمام کنیم.

چنین باد!





نوع مطلب : شهدا، مذهبی، 
برچسب ها : شهدا، تربت عشق، مهدی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:22 ب.ظ
Having read this I thought it was really informative.

I appreciate you spending some time and effort to put this article together.
I once again find myself spending way too much time both reading and commenting.
But so what, it was still worth it!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 07:55 ب.ظ
My family every time say that I am wasting my
time here at web, however I know I am getting experience
every day by reading thes good posts.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 02:30 ق.ظ
I like the helpful info you provide on your articles. I
will bookmark your weblog and check once more right here frequently.
I am fairly sure I'll be informed many new stuff
right here! Best of luck for the next!
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:43 ق.ظ
When I originally left a comment I seem to have clicked on the -Notify me when new comments are added- checkbox and now whenever a comment is added I receive four emails with the exact same comment.
Is there a means you can remove me from that service? Thank you!
جمعه 11 فروردین 1396 05:08 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get got an impatience over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come further formerly again since exactly the same
nearly very often inside case you shield this increase.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




از هنگامی كه به جای شیعه علی بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم!

مدیر وبلاگ : سودا سرمد
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
سلامتی آقا امام زمان و نایب بر حق ایشان..







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

هیئت خیمــــــــة الزینــب شبستر



 گلشن راز